محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
460
رشحات البحار ( فارسى )
بهعلاوه ، پس از آنكه روح وى ( سالك ) با ان تجليات كامل شد و قلب وى وسعت پيدا كرد ، خداوند به صورت اطلاق بر وى تجلى پيدا كرد و او هم گفت : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ « 1 » [ فطرت عشق به كمال ] اين سخن خداوند است كه فرمود : وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً « 2 » مسلما انسان به ما هو انسان ، نه بما هو موسى ( ع ) ، عاشق ارتقا به كمال نفس خويش است . به طورى عشق وى به اين كمالات محدود فرونمىنشيند و از آنجايى كه فطرت معصوم از خطا است ، و عشق نيز قوىترين براقى است كه باعث وصول به معشوق مىشود ، پس بايد به وجود كمال غير متناهى در دار تحقق و نيز امكان وصول به ان ، كه همان مبدا و معاد است ، حكم نمود . اين است كه موسى براى وصى خود ، يوشع ، عشق خود را با دوام طلب خود تا رسيدن به در معشوق خويش ، يعنى انسان كامل كه محل اجتماع بحر وجوب ( به خاطر فناى خود در ان ) و بحر امكان ( به خاطر بقاى خود به ان ) اظهار داشت . خداوند متعال نيز به صفات در خود اشاره كرده و فرموده است : فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً « 3 » [ اين صفات عبارتند از : ] صفت يكم [ عبوديت ؛ ] عبوديت ؛ عبوديت عبارت است از خارج شدن سالك از حكم نفس
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) : 79 . ( 2 ) . كهف ( 18 ) : 60 . ( 3 ) . همان : 65 .